علی فارمد | Ali Farmad

ایسام چگونه اولین پاکت مزایده اینترنتی را باز کرد

دهمین رویداد استارت آپ گرایند تهران میزبان موسسین ایسام یعنی سام مدن پور و امین شکوهی بود . ایسام که از سال ۹۰ راه اندازی شده سعی کرده است تجربه ebay را در ایران تکرار کند و حالا پس از سه سال روزانه واسطه بیش از ۱۰۰۰ معامله در فضای مجازی است .

این بار استارت آپ گرایند در رواق هنری برج میلاد برگذار می شد ، حدود نیم ساعت زودتر رسیدم و کمی در فضای باز اطراف برج قدم زدم ، کم کم چهره های آشنا می آمدند و با نوشتن نام خود روی برچسب هایی که اینبار با ایتکار جالبی با عنوان های : توسعه دهنده ، بنیانگذار و سرمایه گذار تقسیم بندی شده بود وارد سالن می شدند . پذیرایی اولیه با هنداوانه در انتهای سالنی گذشت که صندلی های آن پشت به سن چیده شده بود .

طبق معمول جلسه اصلی با معرفی دو میهمان آغاز شد .

سام مدن پور - امین شکوهی ، ایسام

سام مدن پور (نفر وسط در تصاویر) تحصیل کرده رشته کامپیوتر در کانادا است ، او کمی بعد از اتمام تحصیلاتش در همانجا (کانادا) در شرکتی مشغول به کار تعمیرات کامپیوتر می شود اما درآمد این کار برای او جذاب نیست و بعد از چند ماه به ایران می آید اما پس از گذشت دو سال به تورنتو باز می گردد و به صورت اتفاقی لپ تاپی به دستش میرسد که آن را تعمیر و در مزایده ای در ebay می فروشد ، این کار آنقدر جذاب است که دوسال به صورت جدی همین کار را ادامه می دهد و درآمد خوبی کسب میکند ، می گوید لپ تاپ معیوبی را ۱۰۰ دلار می خریده و پس از تعمیر ۷۰۰ دلار می فروخته تا جایی که روزانه بیش از ۱۰ لپ تاپ برای فروش داشته است . سال ۸۶ در پی افول قیمت کامپیوتر ، تنهایی و کار مداوم در خانه تصمبم به بازگشت مجدد به ایران می گیرد ، مدتی سراغ کارهای مختلفی در ایران می رود و سعی میکند مقداری از لوازم کامپیوتر که همراه خود آورده از طریق چند سایت آگهی بفروش برساند اما فاصله زیاد بین تجربه شیرین مزایده در ebay و سایت های آگهی ایرانی میبیند و معامله ای سر نمی گیرد تا اینکه به پیشنهاد خواهرش تصمیم میگیرد خودش سایتی مانند ebay در ایران راه اندازی کند تا این لوازم را بفروشد ، سراغ شرکت های طراحی سایت می رود اما می گوید « دوست نداشتم با شرکت ها کار کنم آنها معمولا سیستم آماده فروشگاهی داشتند که همان را پیشنهاد میکردند و هزینه های بالایی هم توقع داشتند » ، یکی از دوستانش برنامه نویس خوبی را معرفی میکند که از پس اینکار بر می آید و اولین ملاقات با امین شکوهی که منجر به قرارداد شروع کار میشود منعقد می شود .

امین شکوهی (نفر سمت چپ در تصاویر) سال ۸۱ دانشجوی کاردانی رشته نرم افزار است و آشنایی وی با گرافیک کامپیوتری زمینه ای است که با یکی از هم کلاسی ها که برنامه نویس است پروژه های طراحی سایت بگیرند ، کار طراحی سایت ادامه پیدا میکند تا اینکه دوست امین برای ادامه تحصیل به خارج از کشور میرود و ناخواسته تمام مسئولیت اتمام و تحویل سایت ها بر دوش امین می افتد و تصمیم میگیرد برنامه نویسی کارها را هم خودش انجام دهد و به صورت جدی وارد دنیای برنامه نویسی می شود و سی شارپ را می آموزد .

اولین ملاقات

امین : یادم هست روز اولی که با آقای مدن پور قرار داشتیم ایشان یک دفتر ۱۰۰ برگ همراه خود داشت که در آن تمام ویژگی های سایت و تجربه کار با ebay را نوشته بود ، جزئیات زیادی برای جلسه اول بود اما من از همان اول در خودم دیدم که می خواهم این کار را انجام دهم و از کار خوشم آمد ، قرارداد بستیم که کدنویسی را شروع کنم .

مدل کسب و کار ایسام چیست و چگونه کار میکند ؟

امین : من با یک مثال توضیح میدهم ، مثلا فردی در تهران می خواهد گوشی موبایل خود را بفروشد ، آن را همراه با اطلاعات و جزئیات کامل در ایسام ثبت میکند مثل اینکه قیمت آن چقدر است و میخواهد آن را به صورت معمولی و یا در مزایده بفروشد . (ما تاکید میکنیم تمام جزئیات را بنویسند اینکه خط و خشی دارد و یا شارژر ندارد و … چون اگر بعدا خریدار نقصی را عنوان کند که فروشنده قبلا ذکر نکرده ما پول خریدار را عودت می دهیم و کالا مرجوع می شود )

از طرف دیگر فردی در ایسام آگهی فروش موبایل را می بیند و پس از پسندیدن هزینه آن را به صورت آنلاین پرداخت می کند ، در این زمان ما پول را نگه میداریم تا فروشنده کالا را برای خریدار ارسال کند ، پس از ارسال در صورت تائید خریدار مبنی بر دریافت کالا و اعلام میزان رضایت از خرید (پس از کسر درصدی به عنوان سهم ایسام از معامله) پول فروشنده به حساب وی واریز می شود .

البته یک سری جزئیات دیگر هم وجود دارد مثلا شما می توانید کالا را به صورت مزایده ثبت کنید و یک قیمت پایه و زمان اتمام مزایده را مشخص کنید ، سپس کاربران پیشنهاد قیمت خود را ثبت میکنند و پس از اتمام زمان مزایده کسی که بالاترین پیشنهاد را داده برنده مزایده است .

آیا از ابتدا مدل کسب و کار شما اینگونه بود ؟ اینکه افراد بدون اینکه کالا را برای شما بفرستند و شما انبارشی انجام دهید ، آن را برای یکدیگر ارسال می کردند و شما پول را این میان منتقل کنید ؟

بله

نترسیدید که این کار نگیرد ؟

امین : همه همیشه ترس را اول می بینند اما نگاه ما اینگونه نیست و شاید رمزموفقیت ما هم همین است .

مثلا هنگامی که شما چنین کسب و کاری را برای کسی توضیح میدهید اولین سوالی که برای اون پیش می آید این است که اگر یکی موبایل خرید و فروشنده کالای دیگری برای او فرستاد چه می شود ؟! در صورتی که در طول این ۴ سال حتی یک مورد به این شکل نداشته ایم . البته شکایت می شود و بررسی می کنیم اما شکایتی که مبنای آن تقلب باشد و یک نفر کالایی را بفروشد و خریدار بگوید من چیز دیگری را دریافت کرده ام اصلا نبوده است .

هنگامی که برای شروع کار توافق شد ، چطور شروع کردید ؟ دفتری گرفتید ؟ کار به صورت تمام وقت بود ؟ نیرو استخدام کردید ؟ چطور بود ؟

امین : خیر ، من کلا به صورت آزاد (فری لنس) کار میکردم و وقتی توافق کردیم قرار شد من بروم و کار را در خانه انجام دهم .

کار را شروع کردم تا اینکه یکی از چالش های اصلی که باعث تاخیر در روند کار شد ، بوجود آمد . سربازی ! کار را شروع کرده بودیم و وسط کار مجبور شدم بروم سربازی و این کار را خیلی عقب انداخت خصوصا دو ماه آموزشی .

البته دلایل دیگری هم برای تاخیر در راه اندازی سایت بوجود آمد مثل اینکه ما در خلال کار خیلی چیزها به آن اضافه کردیم و تغییراتی بوجود آمد که باید مدل ebay به اصطلاح ایرانیزه می شد و این تغییرات در خلال کار باعث صرف زمان بیشتری می شد .

شما تنها برنامه نویس کار بودید ؟

امین : بله تا یک سال و نیم پیش من تنها برنامه نویس ایسام بودم .

 آقای مدن پور نقش شما آن زمان در پروژه چه بود ؟

سام : من در آن زمان کار دیگری داشتم و مشغول ساختمان سازی بودم و گه گاه جلساتی داشتیم که ببینم کار چگونه پیش رفته و قسمت هایی که امین به مشکل خورده بود با هم بررسی میکردیم و از تجربه کار من با ebay استفاده می کردیم . البته من دوسال با ebay کار کرده بودم و قسمت کاربران را به خوبی می شناختم اما نمی دانستم که قسمت مدیریت سیستم به چه شکل است و چگونه کار میکند و امین در واقع مجبور شد همه آنها را مهندسی معکوس کند .

البته تاخیر در راه اندازی سایت به نفع ما شد ، اینکه سیستم پرداخت آنلاین بانکی راه افتاد ، خدمات پست بهبود یافت و سرعت اینترنت خیلی بهتر شد ، هنگامی که ما سایت را در بهمن ۹۰ راه اندازی کردیم تغریبا اینها کار میکردند ، سایت هایی که قبل از ما آمده بودند به دلیل مشکلات اساسی که در این بخش ها وجود داشت اکثرا ورشکست کرده بودند و این خیلی به نفع ما شد .

آیا شما بعد از سه سال برنامه نویسی سایت را راه اندازی کردید ؟

امین : بله ، تغریبا دو سال و نیم سه سال طول کشید و ما بهمن ۹۰ سایت را راه اندازی کردیم البته در آن زمان سایت خیلی ناقص بود .

ایسام ، استارت آپ گرایند

از اول می دانستنید سایت باید یه چه مرحله ای برسد تا آنرا راه اندازی کنید ؟

امین : یک سری برنامه ها داشتیم که اگر فلان چیز آماده شد و … که بیشتر هم بحث فروش بود اما ما خودمان را اجبار کردیم که حتما باید بهمن ۹۰ سایت را راه اندازی کنیم و در آن زمان سایت خیلی ناقص بود . در ایتدا آقای مدن پور برای اینکه سایت پر شود حدود ۱۰۰۰ کالا را در سایت ثبت کرده بودند .

روز اول که ما سایت را راه اندازی کردیم اصلا تصور نمی کردیم یکی به سایت بیاید و خرید کند اما ۲ ساعت بعد از اینکه سایت راه افتاد خانمی از اهواز خریدی انجام داد و پول واریز شد اما اصلا معلوم نبود پول در سیستم ما کجا رفته و چه اتفاقی افتاده ، یکی دو روز طول کشید تا ما بفهمیم دقیقا چه کسی خرید کرده و این سفارش کجا ثبت شده و …

جالب ترین چیزی که تا به حال روی ایسام برای فروش قرار گرفته چه بوده است ؟

سام : خیلی چیزهای خنده داری بوده است ، مثلا طرف یک لباس گل منگلی را روی یک فرش گل منگلی گذاشته و عکس گرفته که اصلا شما نمی توانید لباس را تشخیص بدهید که چیست ، گویا طرف می خواسته آنرا استتار کند !

امین : کالاهای عجیبی که شما اصلا فکر نمی کنید که اگر این کالا را دم در هم بگذارند کسی بیاید و آن را بردارد اما جالب تر اینکه یک نفر هم پیدا می شود و آنرا می خرد .

برای مثال یک اسکناس زمان قاجار در ایسام ۷ میلیون تومان فروخته شد .

شاید اولین چیزی که در خرید اینترنتی به ذهن افراد می رسد این است که یک موبایل یا تبلتی بخرند ، در صورتی که ما در این سه سال ۳٫۵ میلیارد تومان اسکناس و سکه و تمبر فروخته ایم .

یکی از فروش های اصلی در ایسام فروش لباس های زنانه است که خانم ها انجام می دهند و فروشنده های خانم خیلی حرفه ای هستند که کارشان روزانه همین است .

چون مدل مشابهی از بیزنس مدل شما در ایران وجود نداشت سختی کار این بود که این مدل اول امتحان نشده بود به همین خاطر رفتار مصرف کننده اصلا وجود نداشت و شما شاید یکی از کارهای سختی که باید انجام میدادید این بود که این عادت را در مصرف کننده به وجود بیاورید که اعتماد کن ، خرید کن و جنس به دستت میرسد و … برای این کار چه کردید ؟

سام : تبلیغات .

ما برای اینکه اعتماد سازی و برند سازی کنیم مجبور شدیم تبلیغات سنگینی انجام دهیم ، بیلبورد گرفتیم ، در مترو تبلیغات کردیم و اینکار ارزشش را داشت چون طرف که می خواست لپ تاپ ۱ میلیون تومانی خود را بفروشند میدید کسی که بیلبورد ۴۰ – ۵۰ میلیون تومانی کنار اتوبان گرفته است نمی آید کامپیوتر او را بپیچاند !

راه اندازی marketplace خیلی دشوار است چون همزمان دو بازار وجود دارد ، یکی بازار خریداران و دیگری بازار فروشندگان . مهمترین موضوع اینست که شما بتوانید نسبت خریدار و فروشنده و کالاها را تراز نگه دارید ، یعنی به محضی که فروشندگان کم بشوند خریدار به سایت می آید و میبیند کالایی نیست و میرود جای دیگری خرید میکند و به محضی که خریداران کم بشوند فروشندگان میبینند کالا را کسی نمی خرد و دیگر کالایی ثبت نمی کنند .

تبلیغات را زمانی شروع کردید که به درآمد زایی رسید و از خود درآمد هزینه کردید و یا بودجه ای برای این کار گذاشتید ؟

سام : بودجه ای گذاشته بودیم کنار و شروع به برند سازی کردیم ، ما مدل های مختلف را تست کردیم که ببینیم کدام بهتر است و هنوز هم این کار ادامه دارد .

در حوزه اینترنت خیلی ها فکر می کنند چون خدمات در اینترنت ارائه می شود تبلیغات هم باید در اینترنت باشد ولی شما رفتید سراغ مترو و بیلبورد ، راجع به این کار توصیه خاصی دارید ؟ حالا که کانال های مختلف را تست کردید کدام کانال تبلیغاتی بازده بیشتری نسبت به بقیه دارد؟

سام : ارزش سایتهای اینترنتی به این شکل است که چند نفر در روز از آن بازدید می کنند چقدر در سایت می مانند و …

شما برای اینکه این اعضا را بگیرید باید تبلیغات کنید و باید حساب کنید که مثلا با تبلیغات بروی یک بیلبورد چقدر عضو گرفته اید و این اعضا چقدر خرید کردند و چقدر برای شما سود داشته اند . به این صورت میانگینی بدست می آید که هر کاربر که عضو سیستم شما می شود برای شما چقدر هزینه دارد و بعد محاسبه میکنید که من چطور تبلیغات کنم که عضو گیری و … ارزانتر باشد .

راه های تبلیغاتی خیلی زیاد است و تبلیغات آنلاین خیلی ارزانتر است .

وقتی داشتی تحصیل میکردی اون موقع میدیدی به عنوان یک برنامه نویس ، طراح یا تحلیلگر بروی در یک شرکت نرم افزاری کار کنی و یا از آن موقع دوست داشتی کسب و کار خودت را داشته باشی ؟

امین : نه از ابتدا دنبال این بودم که کسب و کار خودم را داشته باشم ، اما نیاز داشتم که در چند زمینه تخصص داشته باشم ، در استارت آپ ها یکی از ویژگی های اصلی این است که بنیانگذاران در چند زمینه تخصص داشته باشند .

من گرافیک را خوب میشناختم و مدتی در این زمینه کار کرده بودم ، برنامه نویسی هم داشتم کار میکردم تا به جایی برسانم و استارت آپ خودم را راه اندازی کنم ، ابتدای کار فروشگاه اینترنتی مثل دیجیکالا در ذهنم بود ولی تصمیم جدی نگرفته بودم .

فکر میکند اگر به آن لحظه نگاه کنید یک تصمیم بود که الان امین شکوهی به عنوان یکی از بنیان گذاران ایسام فعالیت میکند و یا اینکه توانایی بود و یک هدف بود و این تصمیم چاشنی آن شد ؟

امین : میشود گفت ترکیبی از اینها ،

یکی از ویژگی هایی که همیشه داشتم این بود که نمی ترسیدم ، مثلا کاری را که میگرفتم که بلد نبودم و خودم را در چالش قرار میدادم که بروم و یادبگیرم ، این بود که باعث شد هیچ وقت نترسم و نگویم کار بزرگ است و از پسش برنمی آیم .

یعنی اگر برگردید به اول آن دفتر صد برگ باید باشد ؟

ایمن : بله حتما باید باشد ،

آنها هدفی بود که آقای مدن پور در ذهن داشت و اگر نبود اصلا سایت بوجود نمی آمد . استارت اولیه باید با یک دیدیگاهی شروع شود اما وقتی جلو میروید ممکن است اصلاحاتی بوجود بیاید .

صرف داشتن توان فنی در امین باعث شد شما او را انتخاب کنید ؟

سام : برای شراکت احساس صمیمیت و احساس امینت خاطر که به شریک خود دارید خیلی مهم است .

ویژگی خوبی که امین از ابتدا داشت این بود که نمی گفت نه این کار سخت است  ، همه موارد را می گفت باشد و بعد با هم به بررسی میکردیم و به نتیجه می رسیدیم که باید انجام بشود یا نه .

ایسام : سام مدن پور - امین شکوهی

چند نفر در شرکت شما کار میکنند ؟

سام : ۲۲ نفر

امین : در حال حاضر ۷ نفر توسعه دهنده و فنی هستند (فعلا بیشتر وقت بروی موبایل صرف می شود) ، دونفر تولید محتوی می کنند ، یک نفر بخش حل اختلاف و پیگیری ها است و بخش حسابداری دونفر هستند و بقیه افراد در بخش پشتیبانی مشغول هستند .

خیلی ها الان در موقعیتی هستند که ایده ای دارند و دنبال این هستند که تیم بشوند و شروع کنند ، توصیه شما به اینها چیست ؟ آیا بروند سراغ کسی که جزو مالکین پروژه باشد و یا به یک نفر فنی و یا یک شرکت بسپارند که مالک پروژه هم نیست ؟

سام : سوال پیچیده ای است ،

شما وقتی پروژه را شروع میکنید چند نفر درگیر آن می شوند ، اگر پروژه ساده ای باشد که نمونه های کپی آن زیاد می شود و آن سایت زیاد مهم نخواهد بود ، مثل خیلی از سایت هایی که آمده و کپی شده و شما می توانید نرم افزار آن را بخرید ، اما وقتی یک مدل سنگینی را می خواهید پیاده سازی کنید افرادی درگیر می شوند و شما به جایی میرسید که دیگر نمی توانید صرف کارمندی آنها را نگه دارید چون آنها بعدا می توانند خیلی به شما کمک کنند پس بهتر است بیایند شریک بشوند که سیستم قوی تر و مستحکم تر پیش برود .

چرا آنها نمی توانند کارمند باشند ؟ چه کاری میکنند که یک کارمند نمی کند ؟

سام : به این دلیل که افرادی که میتوانند یک کسب و کار را تغییر دهند و یا آن را توسعه دهند هیچ گاه در سطح کارمندی نمی مانند ، مثلا مدیری که بتواند ۲۰ – ۳۰ نفر را اداره کند زمانی به خودش می آید و می خواهد برای خودش چیزی داشته باشد پس میگذارد و میرود .

شاید ایتدا کار ساده به نظر بیاید و شما فکر کنید یک نفر استخدام می کنید و کار انجام میشود اما وقتی وارد کار می شوید میبینید که پیچیدگی های خاص خودش را دارد .

خیلی از دوستان هستند در استارت آپ ویکند ها می روند و تخصص های مختلفی دارند و برنامه نویس های خوبی هم هستند و می خواهند کسب و کار خودشان را داشته باشند ، در این مقطع صرف داشتن دانش برنامه نویسی کفایت می کند ؟ شما به عنوان کسی که این راه را در این چند سال رفته اید و چالش هایی با آن روبرو شده اید چه توصیه ای دارید برای این دوستان که کنار دانش به چه چیزهایی مسلط بشوند که بتوانند کارآفرینی کنند ؟

امین : برنامه نویسی و بحث فنی خیلی مهم است اما چیز مهمتر دیگری وجود دارد که آن دید بازار است .

شما باید بازار خودتان را بشناسید ، یک توسعه دهنده اگر فقط به ویژگی های نرم افزار فکر کند و به بازار فکر نیاندیشد هیچ وقت نمی تواند موفق شود . ممکن است یک سایت قوی بسازد که کار فنی خوبی است اما نگاه به بازار است که به شما می گوید اولیت های شما چیست ، برنامه نویس ها دوست دارن مدام کدشان را تمیز کنند و برای آن مستندات بنویسند اما دید بازار شما را اجبار میکند که هر چقدر هم کارتان ناقص است آن را عرضه کنید و فرصت ندارید که کار را خیلی کامل کنید و تر و تمیز کنید .

در ایران چون رقیب خیلی جدی در خیلی از حوزه ها وجود ندارد افراد این فرصت را دارند که سعی و خطا کنند و کار را ارائه کنند و ببینند چه بازخوردهایی دارد و نیاز نیست از اول با یک سرمایه عجیب و غریبی شروع کنند و پول تزریق کنند ، با خیلی از کارهای کوچیک هم می توانند شروع کنند .

چالش ها و شکست ها در راه اندازی ایسام چه بود ؟

امین : یکی از موانع اصلی که هم اکنون هم ما را دل سرد می کند بحث مالیات است .

مثلا روزانه ۱۰۰۰ کالا در ایسام معامله می شود اما قانون معاملات دیجیتالی را نمی پذیرد و ما باید همه آنها را فیزیکی پرینت بگیریم و از خریدار و فروشنده امضا بگیریم و انتهای سال تحویل اداره مالیات بدهیم .

هنوز سیستم های ما آنگونه نیست که سایت ها بتوانند راحت کار کنند و سیستمی نیست که افرادی که به صورت دیجیتالی کار می کنند روندی را طی کنند و نیازی نباشد مثل کسی که فیزیکی کار میکند ، فاکتور فیزیکی تحویل دهند .

این چند سال ما را خیلی راحت علی الراس می کنند و این خیلی ما را دلسرد می کند چون تمام مسایل مالی در ایسام به صورت شفاف و کامل وجود دارد ولی می گویند شما باید فاکتور فیزیکی بیاورید که خریدار و فروشنده هم امضا کرده باشند ! در صورتی که شما در خرید آنلاین نمی توانید از خریدار و فروشنده امضا بگیرید ؟!

مشکل بعدی پست است ، سیستم پست ما هنوز خیلی ضعیف است و تازه بعد از گذشت این همه سال وبسرویسی را ارائه کردند که از آن استفاده کنیم تا سیستماتیک وقتی خرید انجام می شود در پنل پست ثبت شود .

همیشه به جای اینکه همه تمرکز ما بروی کسب و کار خودمان باشد به این بوده که آیا ما باید شرکت حمل و نقل هم درست کنیم ؟ چون در تجارت الکترونیک هم ۵۰ درصد پست و حمل و نقل موثر است . متاسفانه پست نه کیفیت دارد و نه سیستماتیک است و نیاز است این سیستم بازنگری کلی شود .

شکست ، مثلا آیا ویژگی ای بوده که شما با امید چند ماه وقت بروی آن وقت گذاشته باشید و کار نکند ؟

سام : تغریبا همه موراد این گونه است .

این یک فرصت است که شما آن را درست کنید و از آن استفاده کنید ، شما اگر بخواهید به شکست فکر کنید هیچ گاه موفق نخواهید شد . هر کاری بخواهید انجام دهید سختی هایی دارد و مراحلی دارد که ممکن است شکست بخورید مهم این است که از آن استفاده کنید و از آن یاد بگیرید .

من هر وقت در شرکت اشتباهی برای اولین بار پیش می آید می گویم اشکال ندارد و به عنوان یک راهی که ما توانسته ایم سیستم را درست کنیم که دیگر این اشکال دوباره پیش نیاید خیلی هم خوب بوده .

تا به حال شکست خاصی نداشته ایم .

من کمتر استارت آپی را دیدم که به فاصله کم از پیدایشش بتواند تبلیغاتی در این حجم در مترو و بیلبورد انجام دهد ، می خواستم بدانم آیا این سرمایه را از خودتان گذاشتید و یا سرمایه گذار جذب کردید ؟

سام : سرمایه خودمان بوده است و سرمایه گذار جذب نکرده ایم .

شما مزیت خاصی برای سایتتان در نظر گرفته اید که بتواند بعد از رفع تحریم ها با سایتی مثل ebay رقابت کند ؟

سام : ما فکر این را کردیم که اگر فردا آنها بیایند چه می شود .

ما حساب کردیم که اگر به تعداد مشخصی کاربر برسیم و کسی مثل ebay بیاید ایران باید هزینه سنگینی بکند تا به تعداد کاربری که ما داریم برسد ، باید برنامه نویس بیاورد و تبلیغات کند و تازه فرهنگ ما را هم بفهمد و اینها هزینه زیادی دارد ، برای آنها راحت تر است که ما را بخرند چرا بیایند از اول شروع کنند .

با توجه به فرهنگ ایران مزیتی در نظر نگرفتید ؟

امین : اگر شما سایت ما را با ebay مقایسه کنید فقط پلتفرم ما یکسان است و خیلی اختلافات زیادی وجود دارد که همه بر میگردد به فرهنگ ما مثلا در ebay خریدار و فروشنده با هم صحبت نمی کنند در صورتی که در معاملات ایسام این یک روال معمول است .

چه موضوعاتی و گروه های کالایی در ایران است که بیشتر از بقیه حواب میدهد ؟

امین : سال گذشته ما ۷۵ میلیون تومان تسبیح فروخته ایم در صورتی که این موضوعی است که اصلا به چشم نمی آید ، همه در ایتدا دیجیتالی فکر میکنند در صورتی که خیلی از کالاهایی که در ایسام خرید و فروش می شود این گونه کالا ها نیست .

به صورت مشخص لباس ، عطر و ادکلن از جمله کالاهای پرطرفدار است .

در استارت آپ مدت محدودی برای رشد وجود دارد و چطور می شود ریسک را کم کرد ؟

سام : من اگر بخواهم یک استارت آپ راه اندازی کنم می روم سراغ استارت آپی که نمونه خارجی آن وجود داشته باشد ، وقتی نمونه خارجی آن وجود داشته باشد و موفق باشد احتمال اینکه همان مدل در ایران هم موفق باشد خیلی زیاد است .

برنامه ایسام برای آینده چیست ؟

سام : برنامه ما این است که درصدی از شرکت را بفروشیم و تبلیغات خیلی جدی انجام دهیم و فاصله ما از رقبا بیشتر شود . خوشبحتانه پلتفرم ایسام سیستم پیچیده ای است و در حال حاضر کسی شبیه ما در بازار وجود ندارد .

شما از چه جاهایی مجوز گرفتید و چقدر طول کشید ؟

سام : ما سه سال بروی مزایده سایت کار کردیم ولی مجموعه ای نماد آمد و گفت اول مزایده را بردارید تا نبه شما نماد اعتماد بدهیم ! خوشبختانه طی چند جلسه توضیحاتی که به آنها ارئه کردیم و توانستیم نماد را بگیریم .

مجوز شورای عالی انفورماتیک را گرفتیم اما بعدا گفتند حتما باید در روزنامه رسمی نوشته شود “خرید و فروش کالاهای رایانه ای” که نشد و آنها مجوز را پس گرفتند .

موضوعات : استارت آپ

« چرا کوادکوپتر ها اینقدر محبوب شده اند

5 نظرات

  1. بسیار مطلب خوبی بود. خیلی استفاده کردم.
    تشکر

  2. درود آقا علی عالی بود ……
    تشکر….

  3. گفتگوی مفید و جالبی بود.ممنون.

  4. موفق باشید.من از طرفداران پرو پاقرص ایسامم.چیزی که نیاز داشته باشم اولین جایی که به ذهنم میرسه ایسام هستش.بدون توجه به اینکه پاساز جلوی خونمون باشه….فک کنم اولین خریدتون از اهواز من بودم….خخخخ

  5. سلام

    خدا قوت به جوانان خوش فکر و پرتلاش ای سام

    و سپاس فراوان از اینکه با سخاوت تمام این اطلاعات را در اختیار ما قرار دادند

    پاینده باشید

پاسخ دادن به مریم شیرازی لغو پاسخ

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد .

*

شما می‌توانید از این دستورات HTML استفاده کنید: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code class="" title="" data-url=""> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <strike> <strong> <pre class="" title="" data-url=""> <span class="" title="" data-url="">

طراحی قالب توسط Anders Norénبالا ↑

کپی راست © 2017 علی فارمد | Ali Farmad